الهیات مرجعیّت خود را در قلب ادیان بزرگ ساخته است.

به مرور زمان، نظام عقیدتی موفّق شد که در بطن هر یک از ادیان بزرگ مرجعیّتی موازی و حتّی مغایر با روح تعالیم مُنزله‌ای که مبنای آن دین بود بیافریند. حکایت مشهور حضرت مسیح در مورد مالکی که در مزرعه‌اش بذر کاشته بود هم این مسئله و هم پیامدهای آن برای زمان حاضر را بیان می‌کند: "چون مردم در خواب بودند دشمنش آمده در میان گندم کرکاس ریخته برفت"[25] وقتی کارگران پیشنهاد کردند که بروند و علف‌ها را جمع کنند صاحب‌ زمین جواب داد "نی مبادا وقت جمع کردن کرکاس گندم را با آنها بر‌کنید بگذارید که هر دو تا وقت حصاد با هم نموّ کنند و در موسم حصاد دروگران را خواهم گفت که اوّل کرکاس‌ها را جمع کرده آنها را برای سوختن بافه‌‌ها ببندید امّا گندم را در انبار من ذخیره کنید."[26] قرآن کریم در سرتاسر صفحاتش، شدیدترین نکوهش‌های خود را متوجّه آسیب‌های روحانیِ حاصله از این رقابت در سلطه‌جویی می‌سازد: "قل انّما حرّم ربّی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم و البغی بغیر الحقّ و ان تشرکوا بالله ما لم ینزّل به سلطاناً و ان تقولوا علی الله ما لا تعلمون."*[27] از دیدگاه تفکّر امروزی حیرت‌انگیزترین مسئله این است که علمای دینی که نسل اندر نسل تحمیل عقایدشان بر دین عیناً خیانتی را مجسّم ساخته که مخاطب کلماتی چنین تند و انذار‌دهنده قرار گرفته ‌است، همان انذارات را به عنوان سلاحی برای سرکوب کردن اعتراضاتی به کار می‌‌برند که به خاطر غصب مرجعیّت روحانی علیه آنان به عمل می‌آید.

در حال بارگزاری ...اتمام

دین الهی یکی است

این بیانیه که در سال 2005 تحت هدایت بیت العدل اعظم تهیه شده است، بخش هایی از آثار حضرت بهاءالله و کتب مقدسه ادیان دیگر را در مقابل شرایط بحران مذهبی معاصر بررسی می کند. 

همراهی با ما