وضع احکام دینی در هر دوره و عصر بر دغدغه های مادّی و روحانی که در آن مرحله از تاریخ دارای اهّمیّت و الویت بودند تمرکز داشت و بقیۀ پیشرفت های موردنظر را رها می کرد تا در زمان خود در ظهورهای آتی به آنها پرداخته شود.

همان سردرگمی که در بارۀ نقش دین در پرورش آگاهی اخلاقی وجود دارد در ادراک عمومی از سهم دین در کمک به شکل دادن به اجتماع نیز به چشم می‌خورد. شاید آشکارترین نمونۀ آن کم انگاشتن مقام اجتماعی زن در اکثر کتب مقدّسه است. در حالی که منافع حاصله از آن برای مردان بی‌شک عامل مهمّی در تقویت برداشت فکری مزبور بوده امّا توجیه اخلاقی آن مسلماً از درک مردم از منظور کتب مقدّسه ناشی شده است. این متون، به استثنای چند مورد محدود، مردان را مخاطب قرار داده‌اند و برای زنان نقشی کمکی و فرودست در حیات دینی و اجتماعی قائل شده‌اند. متأسّفانه چنین برداشتی با سهولتی اسفناک اجازه داده است که انگشت ملامت در بارۀ قصور در تسلّط بر غریزۀ جنسی که خود یکی از خصایص پیشرفت اخلاقی است در مرحلۀ اوّل به سوی زنان متوجّه ‌گردد. این طرز تفکّر در معیارهای امروز مسلّماً تعصّب‌آمیز و غیر عادلانه شمرده می‌شود. طیّ مراحلی از توسعۀ اجتماعی که هر یک از ادیان بزرگ الهی در آن به وجود آمدند، منظورِ هدایاتِ کتب مقدّسه بدایتاً آن بود که روابط حاصله از شرایط مشکل و لاینحلّ تاریخی را، تا آنجا که ممکن بود تلطیف نماید. با اندک بصیرتی می‌‌توان دریافت که در زمانِ حاضر چسبیدن به موازین و عادات کهنۀ بدوی، هدف مرکزی دین را که پرورش صبورانۀ سجایای اخلاقی است خنثی و نابود می‌کند.

در حال بارگزاری ...اتمام

دین الهی یکی است

این بیانیه که در سال 2005 تحت هدایت بیت العدل اعظم تهیه شده است، بخش هایی از آثار حضرت بهاءالله و کتب مقدسه ادیان دیگر را در مقابل شرایط بحران مذهبی معاصر بررسی می کند. 

همراهی با ما